مرتضى مطهرى
313
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ياد حسين و فضيلتهاى حسين مىافتند ، غصهها پديد مىآيد و مردم فوقالعاده ناراحت مىشوند . يك هيئت هفت هشت نفرى را از مدينه به شام مىفرستند براى اين كه تحقيق كنند و ببينند علت قضيه چه بوده . آنها وقتى كه به آنجا مىروند تازه مىفهمند كه چرا امام حسين اين جور قيام كرد و به هيچ وجه حاضر نبود صرف نظر كند . بعد از آنكه مدتى ماندند و اوضاع را از نزديك ديدند برگشتند . مردم از اينها پرسيدند آنجا چه ديديد ؟ گفتند ما فقط يك جمله مىگوييم ، از همين يك جمله حرفمان را بفهميد . ما در مدتى كه در شام بوديم هميشه انتظار اين را داشتيم كه از آسمان سنگ به سر ما ببارد . جناب عبداللَّه بن حنظلهء غسيل الملائكه گفت ايهاالناس من از نزد كسى مىآيم كه شراب را فراوان مىآشامد ، سرو كارش جز با موسيقى و هرزگى با چيز ديگرى نيست ، از زناى با مادر هم احتراز ندارد . سگبازى ، يوزبازى ، هر فسقى كه بگوييد ، علناً انجام مىدهد . گفت من هستم و هفت پسرم ، من كه قيام مىكنم ، شما خودتان مىدانيد ، مىخواهيد قيام بكنيد يا نكنيد ، كه اهل مدينه بعد قيام كردند و قيام آنها به آن قتل عام مردم مدينه منجر شد . مردم مدينه كه قتل عام شدند ، به خاطر قيام براى حسين بن على بود . اين مردم زمانى كه هنوز قضايا را درك نكرده بودند با خود امام حسين حركت نكردند ولى بعد فهميدند قضيه از چه قرار است يعنى آنوقت فهميدند كه امام حسين عمق قضايا را مىديد و اينها خبردار نبودند . روز حرّه كه مدينه در محاصره قرار گرفت و بيرون مدينه خيمه زدند همين عبداللَّه بن حنظلهء غسيل الملائكه « 1 » پيش قدم شد . به پسرانش گفت : فرزندانم ،
--> ( 1 ) . به او عبداللَّه بن حنظلهء غسيل الملائكه مىگويند براى اين كه پدرش حنظلهء جوان بود ، تازه با مادرشازدواج كرده بود . جنگ احد پيش آمد . شبى كه مسلمين در [ جنگ ] احد شركت كرده بودند اتفاقا شب زفاف او بود و پيغمبر اكرم به او اجازه داده بودند كه بماند و زفاف كند . پيش همسر خودش ماند و زفاف كرد ولى آنچنان ناراحت شد كه گفت سبحاناللَّه ، پيغمبر در ميدان جنگ باشد و من اينجا پيش عروس باشم ، وجدانم اجازه نمىدهد . همان شب غسل نكرده خودش را به ميدان جنگ رساند . همسرش به دامنش چسبيد ، گفت پس تو همين قدر لااقل پيش خويشاوندانت شهادت بده كه با من زفاف كردى كه اگر من فرزندى آوردم مورد اتهام قرار نگيرم . شهادت داد و رفت و شهيد شد . گفتند يا رسولَ اللَّه اين حنظله غسلنكرده شهيد شد ، فرمود ملائكه او را غسل دادند . از آن روز اسمش شد حنظلهء غسيل الملائكه . فرزند همان شب ، اين عبداللَّه شد . او كسى بود كه قيام مدينه را رهبرى مىكرد . هفت پسر داشت و انصاف اين است كه در حد اعلا هم فداكارى كرد .